داستان اصولگرای اصلاح طلب
2- در یکی از شب های پاییزی آبان ماه یکی از مشاوزین وزیر سابق با من تماس گرفت و عرض ارادتی کرد گفتم برادر بیکار شدی بیا دور هم باشیم خنده ای کرد و گفت من معتدلم و مشاور جدید وزیر جدید شدم و بنده مانده بودم که ای خدا ایشان 4 سال مشاور اصولگرا بود چه شد که شد مشاور دولت معتدل و امید ......
3- این روزها سخت گذشت تا اینکه داس دولت معتدل به سردبیر خبرگزاری ما هم رسید و دوست عزیز ما برکنار شد اما آنچه مشخص بود برکناری بنده به عنوان مشاور سردبیر بود که با توجه به ورود سردبیر جدید انتظار می رفت، اما پرده ها کنار رفت و دیدم دوست اصولگرای ما که 8 سال تماما اصولگرا بود و مدیرکل و .... سمت هایی در معاونت های فرهنگی وزارت علوم و وزارت ارشاد داشت بر مسند سردبیری نشست و خوشحال از این اتفاق خوشایند و گفتیم گر ببندد دری زحکمت گشاید ز رحمت در دیگری
4- اما امروز ظاهرا دوست اصولگرای ما اصلاح طلب شده است و شاید بوده است و مدعی است که من اصلا اصلاح طلب بوده ام و به خاطر همین در این خبرگزاری مسئولیت گرفته ام
5- تیترهای امروز خبرگزاری ما شاید بتواند برسد به بی بی سی و تندترین روزنامه های زرد کشور و دیروز شنیدم از مسئول امور مالی که ظاهرا باید با خبرگزاری خداحافظی کنم چراکه دوست اصلاح طلب من تاب تحمل توصیه های اصولگرایی بنده را ندارد
6- اما امروز یکی از دوستان پیشنهاد سردبیری یک نشریه غیر دولتی را به من کرد و من دارم بررسی می کنم سردبیری این نشریه را
همیشه شاید از راهی که ما فکر می کنیم نتوانیم به حقیقت برسیم و باید به دنبال راه سومی باشیم راهی که ما را به حقیقت برساند