داستان اصولگرای اصلاح طلب

1- انخابات  24 خرداد امسال و پیروزی جربیان به اصطلاح معتدل شاید عرصه را برای بروز استعداد های نهفته خیلی از دوستان ما باز کرد و شد نباید آنچه می شد

2- در یکی از شب های پاییزی آبان ماه یکی از مشاوزین وزیر سابق با من تماس گرفت و عرض ارادتی کرد گفتم برادر بیکار شدی بیا دور هم باشیم خنده ای کرد و گفت من معتدلم و مشاور جدید وزیر جدید شدم و بنده مانده بودم که ای خدا ایشان 4 سال مشاور اصولگرا بود چه شد که شد مشاور دولت معتدل و امید ......

3- این روزها سخت گذشت تا اینکه داس دولت معتدل به سردبیر خبرگزاری ما هم رسید و دوست عزیز ما برکنار شد اما آنچه مشخص بود برکناری بنده به عنوان مشاور سردبیر بود که با توجه به ورود سردبیر جدید انتظار می رفت، اما پرده ها کنار رفت و دیدم دوست اصولگرای ما که 8 سال تماما اصولگرا بود و مدیرکل و .... سمت هایی در معاونت های فرهنگی وزارت علوم و وزارت ارشاد داشت بر مسند سردبیری نشست و خوشحال از این اتفاق خوشایند و گفتیم گر ببندد دری زحکمت گشاید ز رحمت در دیگری

4- اما امروز ظاهرا دوست اصولگرای ما اصلاح طلب شده است و شاید بوده است و مدعی است که من اصلا  اصلاح طلب بوده ام و به خاطر همین در این خبرگزاری مسئولیت گرفته ام

5- تیترهای امروز خبرگزاری ما شاید بتواند برسد به بی بی سی و تندترین روزنامه های زرد کشور و دیروز شنیدم از مسئول امور مالی که ظاهرا باید با خبرگزاری خداحافظی کنم چراکه دوست اصلاح طلب من تاب تحمل توصیه های اصولگرایی بنده را ندارد

6- اما امروز یکی از دوستان پیشنهاد سردبیری یک نشریه غیر دولتی را به من کرد و من دارم بررسی می کنم سردبیری این نشریه را

روزی که از خوشحالی گریه کردم

با سلام

یاداشتی اندر احوالات نشر چشمه

1- انهایی که حقیر را می شناسند می دانند که حدود چهارسال به عنوان مشاور مدیرکل مهمترین اداره کل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یعنی دفتر توسعه فرهنگ کتابخوانی مشغول به کار بودم و در این چهارسال شاید روزی نبوده باشد که با یکی از نویسندگان این کشور به گفتگو نشسته باشم و نباشد روزی که کمتر صد عنوان کتاب را ورق زده باشم روزهای که با اهالی قلم خندیدم و با آنها اشک ریختم ، روزهای طولانی تابستان و شبهای بلند زمستان را به گفتگو با ناشران و نویسندگان پرداختم

2- اما حوالی مهرماه بود که جناب وزیر در تودیع و معارفه معاون جدید خود ناعادلانه با زبان اعتدال تدبیر به این عرصه تاختند و ما را به سانسور قرآن متهم کردند.

3- اری من قرآن را هم سانسور می کنم که قرآنی در آن به اسلام ناب محمدی تاخته شود و در ان به ترویج کفر و الحاد پرداخته شود نباید سانسور شود نباید با قرآن هایی که از چین به این کشور وارد می شود برخورد کرد ف آیا نباید با ترجمه قرآن هایی که توسط تندروهایی از شیعیان نوشته شده است و به اصول وحدت ضربه می زند برخورد کرد البته زودتر از ما مراجع معظم تقلید این کار را کرده اند جناب وزیر این مراجع در همان حوزه ای که شما درس خوانده اید درس خوانده اند

4- شاید در این 4 سال آن چیزی که بیشتر عذابم می داند ترویج فحشا و باز هم فحشا و باز هم فحشا ان هم از بدترین نوع خود در کتاب های داستانی بود امری که من خواندن آن را برای یک جوان مجرد حرام می دانستم نمی دانم ناشران و نویسندگان آن چگونه آن را می نوشتند آخر مگر می تواند داستان تجاوز سه نفر به یک نفر را آن هم هم زمان در چندین کتاب بدون هیچ شرم و حیایی ترویج کرد و بعد از آن به سبب وجود واهی آن در جامعه دفاع کند کتابهایی که یک انسان معمولی هم از خواندن آن در جمع با صدای بلند خجالت می کشد چگونه می توان دفاع کرد که حال وزیر محترم ارشاد ما را به سانسور متهم می کند

5- گفتند فرهنگ در دولت گذشته امنیتی بوده است. الان چه فرقی کرده است بگویید الان با امنیت است بگویید هرزه نویسان ومبتذل نویسان با امنیت کامل آن چه شب با هرزه ها دارند را بنویسند و منتشر کنند احتمالا جناب وزیر از آن به عنوان ازادی بیان دفاع کنند و رییس جمهور بگوید ممنوع القلم ها سریع القلم شدند

6- و اما مناسبت این مطلب نشر چشمه بود ناشری که از ارائه بی شرمانه ترین رمان های تاریخ (بخوانید هرزه نگاری) واهمه ای نداشت در آن مدت که بنده شاهد آن بودم کتابهای نشر چشمه در حال اجرای دستورات فرماندهی جنگ نرم در آن طرف مرزها بوده و هنوز هم هست و بر منی که بسیاری از کتابهای سخیف این ناشر را دیده ام اغاز به کار این ناشر یک فاجعه است یادم می آید آن روزی که این نشر به قانون سپرده شد و قانون به خاطر توهین این نشر به مقدسات و امام حسین (ع) آن را تعطیل اعلام کرد بسی خوشحال شدم و اشک ریختم چرا که فکر می کردم ما در جنک نرم ، پیروز این میدان شدیم زیرا یکی از افسران دشمن را از عرصه جنگ فراری داده ایم و حالا افسوس می خورم که او این بار و در دولت 11 پیروز این میدان شد و به دست خودی ها دوباره وارد عرصه هرزه نویسی شد مبارک باد این روز بر دولت اعتدال و تدبیر

7- از امروز سعی می کنم خاطرات خود را از دوره مسئولیت خود در این اداره کل در همین وبلاگ بازنویسی کنم تا بماند شاید عبرتی باشد برای خودم

جناب آقای رییس جمهور

«جناب آقای رئیس جمهور!

سلام

منتقدان شما بی‌سواد نیستند.

ما امضا کنندگان این نامه، نسبت به محتوای توافق‌نامه ژنو انتقاد داریم و کلیات آن را به سود منافع ملی و آرمان‌های انقلاب اسلامی نمی‌دانیم. ما هم فرزند انقلاب و دلسوز نظام هستیم. اما برای آن که بدانید بی‌سواد نیستیم، مدارک تحصیلی‌مان را اعلام می‌کنیم.

اگر این مدارک تحصیلی را برای صحبت کردن در نظام جمهوری اسلامی کافی می‌دانید، لطفا از ملت شریف ایران به خاطر توهین‌های مکرر خود و اعضای هیات دولت به منتقدین، عذرخواهی نمایید. یا حداقل به کارشناسانی که سوادشان مورد تایید شماست دستور فرمایید که درمورد مفاد توافق‌نامه به گفت‌وگوی منطقی و مستدل با کارشناسان «از نظر شما بی‌سواد» بنشینند.

آقای روحانی!

شما به‌عنوان رئیس جمهور برای ما محترمید. لطفا به عنوان رئیس جمهور، به ملت ایران احترام بگذارید.

لينك جهت امضاء نامه :http://bisavadhaa.blogfa.com

اللهم عجل لوليك الفرج