با سلام یاداشتی اندر احوالات نشر چشمه
1- انهایی که حقیر را می شناسند می دانند که حدود چهارسال به عنوان مشاور مدیرکل مهمترین اداره کل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یعنی دفتر توسعه فرهنگ کتابخوانی مشغول به کار بودم و در این چهارسال شاید روزی نبوده باشد که با یکی از نویسندگان این کشور به گفتگو نشسته باشم و نباشد روزی که کمتر صد عنوان کتاب را ورق زده باشم روزهای که با اهالی قلم خندیدم و با آنها اشک ریختم ، روزهای طولانی تابستان و شبهای بلند زمستان را به گفتگو با ناشران و نویسندگان پرداختم
2- اما حوالی مهرماه بود که جناب وزیر در تودیع و معارفه معاون جدید خود ناعادلانه با زبان اعتدال تدبیر به این عرصه تاختند و ما را به سانسور قرآن متهم کردند.
3- اری من قرآن را هم سانسور می کنم که قرآنی در آن به اسلام ناب محمدی تاخته شود و در ان به ترویج کفر و الحاد پرداخته شود نباید سانسور شود نباید با قرآن هایی که از چین به این کشور وارد می شود برخورد کرد ف آیا نباید با ترجمه قرآن هایی که توسط تندروهایی از شیعیان نوشته شده است و به اصول وحدت ضربه می زند برخورد کرد البته زودتر از ما مراجع معظم تقلید این کار را کرده اند جناب وزیر این مراجع در همان حوزه ای که شما درس خوانده اید درس خوانده اند
4- شاید در این 4 سال آن چیزی که بیشتر عذابم می داند ترویج فحشا و باز هم فحشا و باز هم فحشا ان هم از بدترین نوع خود در کتاب های داستانی بود امری که من خواندن آن را برای یک جوان مجرد حرام می دانستم نمی دانم ناشران و نویسندگان آن چگونه آن را می نوشتند آخر مگر می تواند داستان تجاوز سه نفر به یک نفر را آن هم هم زمان در چندین کتاب بدون هیچ شرم و حیایی ترویج کرد و بعد از آن به سبب وجود واهی آن در جامعه دفاع کند کتابهایی که یک انسان معمولی هم از خواندن آن در جمع با صدای بلند خجالت می کشد چگونه می توان دفاع کرد که حال وزیر محترم ارشاد ما را به سانسور متهم می کند
5- گفتند فرهنگ در دولت گذشته امنیتی بوده است. الان چه فرقی کرده است بگویید الان با امنیت است بگویید هرزه نویسان ومبتذل نویسان با امنیت کامل آن چه شب با هرزه ها دارند را بنویسند و منتشر کنند احتمالا جناب وزیر از آن به عنوان ازادی بیان دفاع کنند و رییس جمهور بگوید ممنوع القلم ها سریع القلم شدند
6- و اما مناسبت این مطلب نشر چشمه بود ناشری که از ارائه بی شرمانه ترین رمان های تاریخ (بخوانید هرزه نگاری) واهمه ای نداشت در آن مدت که بنده شاهد آن بودم کتابهای نشر چشمه در حال اجرای دستورات فرماندهی جنگ نرم در آن طرف مرزها بوده و هنوز هم هست و بر منی که بسیاری از کتابهای سخیف این ناشر را دیده ام اغاز به کار این ناشر یک فاجعه است یادم می آید آن روزی که این نشر به قانون سپرده شد و قانون به خاطر توهین این نشر به مقدسات و امام حسین (ع) آن را تعطیل اعلام کرد بسی خوشحال شدم و اشک ریختم چرا که فکر می کردم ما در جنک نرم ، پیروز این میدان شدیم زیرا یکی از افسران دشمن را از عرصه جنگ فراری داده ایم و حالا افسوس می خورم که او این بار و در دولت 11 پیروز این میدان شد و به دست خودی ها دوباره وارد عرصه هرزه نویسی شد مبارک باد این روز بر دولت اعتدال و تدبیر
7- از امروز سعی می کنم خاطرات خود را از دوره مسئولیت خود در این اداره کل در همین وبلاگ بازنویسی کنم تا بماند شاید عبرتی باشد برای خودم