صفحه های من در دنیای مجازی

سلام خدمت همه دوستان

صفحه های من در دنیای مجازی بیشتر کاری هست که اینجا معرفی می کنم این صفحه مربوط به نوشت افزار ایرانی اسلامی پرسام است 

امید به موفقیت با دعای شما 

   در اینستا و تلگرام                                                                                                parsamnote@

غذای امام حسین را باید گدایی کرد

به نقل از وبلاگ خاطرات جبهه

حاج "محمود حسینی" (پدر خانمم) که از قدیمی های تهرونه (البته اصلیتش کاشونیه) یه خاطره قشنگ داره که تا حالا چندین بار برام تعریف کرده، ولی هر بار جذابیت و تاثیر خودش را برام داره.

حاج محمود می گفت:
"اون قدیم قدیما که اصلا شماها نبودین، ته چهارراه کوکاکولا (خیابان پیروزی، انتهای خیابان نبرد) یه حاجی بازاری بود (متاسفانه حاج محمود اسم اون حاجی رو یادش رفته) که همه 30 روز ماه محرم رو خرج می داد.
یه باغ داشت که هر روز ده بیست تا دیگ بزرگ بار می ذاشتن و برای ظهر، قیمه نذری می دادن. اونم از اون قیمه ها که عطرش آدمو زنده می کنه. (یعنی زنده تر می کنه).

دم ظهر که غذای نذری آماده می شد، خود حاجی، یه کاسه می گرفت دستش و می رفت وسط جماعتی که از یکی دو ساعت پیش صف کشیده بودن تا نذری بگیرن. می رفت وسط اونا توی صف، کاسه اش رو دراز می کرد و با التماس می گفت:
- آقا تو رو خدا ... یه کاسه غذای نذری هم به من بدین ...

وقتی بهش گفتن:
- آخه حاجی، خوب نیست. همه این دیگهای غذا که مال خودته. این چه کاریه می کنی؟!
گفت:
- روزی و غذای امام حسین (ع) رو باید گدایی کرد و گرفت."

نوشته های جدید من

سلام خدمت همه دوستان

1- گذشت آن زمانی که وبلاگ در فضای مجاطی حرف اول را می زد حالا مانده ایم با اینستا و پلاس و تلگرام و... چه کنیم

2- بعد از پاک شدن اطلاعات وبلاگ حوصله نوشتن دیگر ندارم ولی باید به وبلاگ سر زد

3- بیشتر وقتم سرگرم تولید هست واقعا اگر کسی مشغول تولید بشه دیگه روز و شب نمیشناسه خیلی جذاب هست البته باید به سمت اقتصاد درون زا رفت

4- به نظرم امروز وظیفه یک جوان انقلابی و مومن جهاد در حوزه اقتصادی هست یعنی باید ارد فضای تولید ثروت شد اما با برنامه و دقیق که در غیر این صورت حتما شکست می خوریم

نمايشگاه کتاب تهران

هوالحبيب

با عرض سلام خدمتت همه دوستان 

1- آنچه اين روزها مرا به خود مشغول کرده است نمايشگاه کتاب تهران است که قرار است توسط دولت تدبير و اميد برگزار گردد درست است سال 93 هم در دولت تدبير بود اما همه کارهاي اجرايي آن توسط بچه قبلي وزارتخانه و بچه انقلابي انجام شده است ولي امسال همه افراد تغيير کرده اند به جز کميته اجرايي که ان را همه نمي توانستند تغيير دهد چون ديگر چيزي نمي ماند به عبارتي حمالي را بي خيال شدند  

2- با توجه به اين اولين تجربه واگزاري به بخش غير دولتي هست احتمالا شير تو شير شود چون واقعا افتضاح است نه متراژ ها مشخص است نه غرفه ها 

3- وضعيت فرهنگي را هم خدا رحم کند چي شود؟

4- جناب آقاي صالحي را هم بايد مرد سياست دانست تا مرد فرهنگ انچنان با سياست نيروهاي اصلاح طلب را وارد ميدان کرد که خاتمي هم نمي توانست اين کار را بکند حالا ايشان را که ببيني مي گويي حتما مجتهد است با اين نوع موضع گيري

پ. ن : جناب اقاي صالحي رييس نمايشگاه کتاب و معاون امور فرهنگي وزارت ارشاد مي باشند 

مصرف کالای داخلی حجت شرعی دارد

هوالحبیب

1- یک نکته‌ی دیگری که این بیشتر به ⬅مردم مربوط میشود، ⬅مصرف محصولات داخلی است که من بارها در سخنرانی‌های اوّل سال و غیر آن تکرار کردم، الان هم به شما عرض میکنم:

2-محصولات داخلی را مردم مصرف کنند؛ نروند دنبال این نشانه‌ها.
 حالا مُد شده است بگویند «بِرَند» است، بِرَند فلان؛ بِرَند چیست! بروید سراغ مصرف تولیدات داخلی.🍃✌

 آن چیزهایی که مشابه داخلی دارد، ⬅⬅متعصّبانه و با تعصّبِ تمام، ملّت ایران، خارجیِ آن را مصرف نکنند.✌✌

 این را من فقط برای یک عدّه‌ی خاص نمیگویم؛ خب بله، وقتی ما میگوییم، یک عدّه متدیّنین فوراً گوش میکنند حرف را، پیغام هم میدهند فلان چیز راکه خارجی است بخریم؟
فلان چیز را نخریم؟
من فقط برای متدیّنین و افرادی که برای حرف ما⬅✌ حجّیّت شرعی قائلند➡✌، این را نمیگویم؛ من این حرف را برای هرکسی میگویم که به ایران علاقه‌مند است، به آینده‌ی کشور علاقه‌مند است، به فکر بچّه‌های خودش است که بنا است فردا در این کشور زندگی کنند.

 شما مصنوعات خارجی را که مصرف میکنید، در واقع کمک میکنید به اینکه حجم آن بنگاه خارجی، آن کارگر خارجی، آن سرمایه‌دار خارجی، مدام بیشتر بشود و تولید داخلی ضربه بخورد، شکست بخورد.😔

 این را به همه‌ی مردم، بخصوص آن‌کسانی‌که مصارف زیادی دارند[میگویم‌]؛ دولتی‌ها هم همین‌جور؛ دولتی‌ها هم در مصارف دولتی، در اشیاء مصرفی‌ای که در ساختمانها، در چیزهای گوناگون مصرف میکنند، حتماً ملاحظه کنند تولید داخلی را.
۱۳۹۳/۱۱/۲۹

مسولیت جدید من

هوالحبیب

1- به فضل خدا پس از چندی در یک فضای فرهنگی مشغول به کار شدم انتشارات دانشگاه امام صادق ع 

2- خیلی ها تعجب کردند از حضور من در این مسولیت چرا که این مسولیت حداقلی بود در رز.مه 6 ساله من

3- تجربه من نشان داد که نه به دوستان اصولگرا می شود تکیه کرد نه به دوستان میانه رو و نه حتی به اصلاح طلبانی که در 8 سال گذشته ادعای رفاقت می کردند 

4- آنچه پشتیبان کاری هر کس می شود تجربه و نبوغ او است نه چیز دیگری...

5- هرچند در این مدت یک ساله موفق  به تاسیس برند پرسام در حوزه نوشت افزار شدم ولی بازم نتیجه عملیاتی این کار همراه نبودن دوستان بود و این که دوستان مذهبی به به هیج وجه کار تشکیلاتی نمی توانند بکنند 

6- در پایان از همه دوستان تقاضا دارم برای موفقیت حقیر در کار جدید دعا بفرمایند 

مسولیت جدید من

هوالحبیب

1- به فضل خدا پس از چندی در یک فضای فرهنگی مشغول به کار شدم انتشارات دانشگاه امام صادق ع 

2- خیلی ها تعجب کردند از حضور من در این مسولیت چرا که این مسولیت حداقلی بود در رز.مه 6 ساله من

3- تجربه من نشان داد که نه به دوستان اصولگرا می شود تکیه کرد نه به دوستان میانه رو و نه حتی به اصلاح طلبانی که در 8 سال گذشته ادعای رفاقت می کردند 

4- آنچه پشتیبان کاری هر کس می شود تجربه و نبوغ او است نه چیز دیگری...

5- هرچند در این مدت یک ساله موفق  به تاسیس برند پرسام در حوزه نوشت افزار شدم ولی بازم نتیجه عملیاتی این کار همراه نبودن دوستان بود و این که دوستان مذهبی به به هیج وجه کار تشکیلاتی نمی توانند بکنند 

6- در پایان از همه دوستان تقاضا دارم برای موفقیت حقیر در کار جدید دعا بفرمایند 

شهادت هنر مردان خداست

هوالحبیب 

1 - محمد نوروزی هم به خیل عظیم شهدا پیوست  

2- همانی که جلوی فتنه گران را گرفت و او را لبنانی خواندند  

3- او را نمی شناسم و تا به امروز ندیده ام ولی همین که به خیل دوستان شهیدش پیوست یعنی من خاکی کجا و او کجا  

4- دعا کنید ما را شفاعت کند

نرخ بيکاري

هوالحبيب 

1- نرخ بيکاري ديروز اعلام شد حدود 10.5 البته به روايت مرکز آمار و ما هنوز در فکريم استاد عزيزمان دکتر عادل آذر اين ارقام را از کجا مي آورد  کافي تعداد شاگردان خود که در دولت جديد بيکار شده اند را بشمارد به يقيين بيش از آن شده است  

2- موج بيکاري در کشور نه آن طور بي داد مي کند که بشود باور کرد بيشتر همه رکود است که کمر همه را شکسته است  

3- روز پنج شنبه در حجره يکي از دوستان بازاري خود نشسته بودم اين دوست عزيز مواد اوليه يک ياز صنايع را مي فروشد مي ناليد و مي گفت 2 مليون تومان فروش نکردم در دو ماه اخير اين يعني صنعت وابسته به اين دوست تعطيل هست يعني مردم پول ندارند که حتي مسايل مصرفي خود را بخرند  

4- ما هم مغازه مان تعطيل شد نه از پول داري بلکه از بي پولي يعني ما هم اضافه شديم به بيکاران

دل مشغولی جدید

هوالحبیب 

1- بازار لوازم التحریر رو به پایان است و حالا دیگر مجموعه ما بیکار شده است برای همین داریم فکر می کنیم برای بازارهای جدید احتمال برویم سمت تولید قاب های مذهبی  

2- مغازمان را هم در پاساژ مهستان از دست دادیم همین الان که دارم می نویسم مشتری آمده بود  

3- کار فرهنگی سخت است ولی اگر صبر و استقامت باشد امید است که فرجی حاصل شود  

عاشورا

هوالحبیب

1- دلش می خواست فریاد بزند نه از روی هوای نفسش بلکه برای غربت پسرش ،اخر عاشورای هر سال سالگرد پسرش شهیدش هم بود

2- می گفت هزاربار حسرت خوردم که چرا دیر رسیدم چرا لحظه های جان دادم پسرم را ندیدم شاید هم منم طاقت جان دادنش را نداشتم خدا خواست ولی خوب ،خوب شد  خودم جنازه اش را بغل کردم سبک بود مثل همون روزی که به دنیا امده بود حالا خودش هم گرفته بودش چه کنم

3- فقط چرا وقتی از هیئت بیرون می رفت آب نخورد مثل همیشه عادتش بود تا سیر آب نمی خورد از هیئت بیرون نمی رفت

4- حالا پیکر خونینش را دارم می بینم خوب رسیدم که پیکرش را آتش نزدند هله هله هم می کردند جرمش چفیه داشتن بود می گفتند. رای من را پس بده ،نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران ،من فقط به تماشای پیکرش ایستاده بودم مثل همیشه لبخند می زد

5- حالا کنار قبرت که می نشینم لبخندت را دوباره می بینم صدتا پسر هم که داشته باشم فدای آقاست

دیگر حضرت استاد پر کشید

هوالحبیب

استاد ما هم پر کشید

این روزها دیگر دانشگاه آقای مهدوی را ندارد دیگر دوشنبه ها بعد از نماز کسی پیش حاجاقا نمی رود و او دیگر بین ما نیست

نمی دانم آقای میرلوحی چه می کند بچه ها اگر حاجاقا موضوعی را نمی پذرفتند آقای میرلوحوی را واسط می کردند

دیگر روضه های فاطمیه برقرار نیست و حالا جلسات اخلاق شنبه ها را نمی دانیم چه کنم

من اهل این نبودم که پیش شما زیاد بیایم و خود را شاگرد حاجاقا مجتبی می دانستم ولی قلبا به شما علاقه داشتم انشالله مهمان امام مهربانی ها باشید

 

امان از کاسبی اهل دنیا

هوالحبیب

1-مدتی است در پاساژ مهستان برای فروش محصولاتمان مغازه ای اختیار کرده ایم با چه مشکلاتی و چه مشقتی بماند برای روزهای دگر

اما پاساژ مهستان معروف است به محل فروش محصولات مذهبی و محصولاتی که به ما بچه هیئتی ها مربوط می شود از چفیه و لباس خاکی تا سی دی های مداحی و کتابهای مذهبی

اهل کسب پاساژ همه نه شاید اکثریت اعتقادی ندارد به انچه می فروشند برای نمونه اولین مغازه پاساژ می فروشد گونی و مین و سی دی و ..... و فروشنده آن یک زن بد حجاب و شاید بی حجاب و اما دیگر مغازه هم همین طور

2- به بهانه فروش محصولاتمان چندین نمایشگاه برگزارکردیم از خ حجاب و مصلی و حالا هم در بوستان ولایت

همه چیز می فروشند اما آنچه تعجب دارد و گسترده است فروش لوازم ارایش برای زنان است به وفور و ارزان

حالا دریابید علت پر مصرف بودن کشورمان و رتبه اول بودنمان را در مصرف لوازم آرایشی

داستان اصولگرای اصلاح طلب

1- انخابات  24 خرداد امسال و پیروزی جربیان به اصطلاح معتدل شاید عرصه را برای بروز استعداد های نهفته خیلی از دوستان ما باز کرد و شد نباید آنچه می شد

2- در یکی از شب های پاییزی آبان ماه یکی از مشاوزین وزیر سابق با من تماس گرفت و عرض ارادتی کرد گفتم برادر بیکار شدی بیا دور هم باشیم خنده ای کرد و گفت من معتدلم و مشاور جدید وزیر جدید شدم و بنده مانده بودم که ای خدا ایشان 4 سال مشاور اصولگرا بود چه شد که شد مشاور دولت معتدل و امید ......

3- این روزها سخت گذشت تا اینکه داس دولت معتدل به سردبیر خبرگزاری ما هم رسید و دوست عزیز ما برکنار شد اما آنچه مشخص بود برکناری بنده به عنوان مشاور سردبیر بود که با توجه به ورود سردبیر جدید انتظار می رفت، اما پرده ها کنار رفت و دیدم دوست اصولگرای ما که 8 سال تماما اصولگرا بود و مدیرکل و .... سمت هایی در معاونت های فرهنگی وزارت علوم و وزارت ارشاد داشت بر مسند سردبیری نشست و خوشحال از این اتفاق خوشایند و گفتیم گر ببندد دری زحکمت گشاید ز رحمت در دیگری

4- اما امروز ظاهرا دوست اصولگرای ما اصلاح طلب شده است و شاید بوده است و مدعی است که من اصلا  اصلاح طلب بوده ام و به خاطر همین در این خبرگزاری مسئولیت گرفته ام

5- تیترهای امروز خبرگزاری ما شاید بتواند برسد به بی بی سی و تندترین روزنامه های زرد کشور و دیروز شنیدم از مسئول امور مالی که ظاهرا باید با خبرگزاری خداحافظی کنم چراکه دوست اصلاح طلب من تاب تحمل توصیه های اصولگرایی بنده را ندارد

6- اما امروز یکی از دوستان پیشنهاد سردبیری یک نشریه غیر دولتی را به من کرد و من دارم بررسی می کنم سردبیری این نشریه را

روزی که از خوشحالی گریه کردم

با سلام

یاداشتی اندر احوالات نشر چشمه

1- انهایی که حقیر را می شناسند می دانند که حدود چهارسال به عنوان مشاور مدیرکل مهمترین اداره کل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یعنی دفتر توسعه فرهنگ کتابخوانی مشغول به کار بودم و در این چهارسال شاید روزی نبوده باشد که با یکی از نویسندگان این کشور به گفتگو نشسته باشم و نباشد روزی که کمتر صد عنوان کتاب را ورق زده باشم روزهای که با اهالی قلم خندیدم و با آنها اشک ریختم ، روزهای طولانی تابستان و شبهای بلند زمستان را به گفتگو با ناشران و نویسندگان پرداختم

2- اما حوالی مهرماه بود که جناب وزیر در تودیع و معارفه معاون جدید خود ناعادلانه با زبان اعتدال تدبیر به این عرصه تاختند و ما را به سانسور قرآن متهم کردند.

3- اری من قرآن را هم سانسور می کنم که قرآنی در آن به اسلام ناب محمدی تاخته شود و در ان به ترویج کفر و الحاد پرداخته شود نباید سانسور شود نباید با قرآن هایی که از چین به این کشور وارد می شود برخورد کرد ف آیا نباید با ترجمه قرآن هایی که توسط تندروهایی از شیعیان نوشته شده است و به اصول وحدت ضربه می زند برخورد کرد البته زودتر از ما مراجع معظم تقلید این کار را کرده اند جناب وزیر این مراجع در همان حوزه ای که شما درس خوانده اید درس خوانده اند

4- شاید در این 4 سال آن چیزی که بیشتر عذابم می داند ترویج فحشا و باز هم فحشا و باز هم فحشا ان هم از بدترین نوع خود در کتاب های داستانی بود امری که من خواندن آن را برای یک جوان مجرد حرام می دانستم نمی دانم ناشران و نویسندگان آن چگونه آن را می نوشتند آخر مگر می تواند داستان تجاوز سه نفر به یک نفر را آن هم هم زمان در چندین کتاب بدون هیچ شرم و حیایی ترویج کرد و بعد از آن به سبب وجود واهی آن در جامعه دفاع کند کتابهایی که یک انسان معمولی هم از خواندن آن در جمع با صدای بلند خجالت می کشد چگونه می توان دفاع کرد که حال وزیر محترم ارشاد ما را به سانسور متهم می کند

5- گفتند فرهنگ در دولت گذشته امنیتی بوده است. الان چه فرقی کرده است بگویید الان با امنیت است بگویید هرزه نویسان ومبتذل نویسان با امنیت کامل آن چه شب با هرزه ها دارند را بنویسند و منتشر کنند احتمالا جناب وزیر از آن به عنوان ازادی بیان دفاع کنند و رییس جمهور بگوید ممنوع القلم ها سریع القلم شدند

6- و اما مناسبت این مطلب نشر چشمه بود ناشری که از ارائه بی شرمانه ترین رمان های تاریخ (بخوانید هرزه نگاری) واهمه ای نداشت در آن مدت که بنده شاهد آن بودم کتابهای نشر چشمه در حال اجرای دستورات فرماندهی جنگ نرم در آن طرف مرزها بوده و هنوز هم هست و بر منی که بسیاری از کتابهای سخیف این ناشر را دیده ام اغاز به کار این ناشر یک فاجعه است یادم می آید آن روزی که این نشر به قانون سپرده شد و قانون به خاطر توهین این نشر به مقدسات و امام حسین (ع) آن را تعطیل اعلام کرد بسی خوشحال شدم و اشک ریختم چرا که فکر می کردم ما در جنک نرم ، پیروز این میدان شدیم زیرا یکی از افسران دشمن را از عرصه جنگ فراری داده ایم و حالا افسوس می خورم که او این بار و در دولت 11 پیروز این میدان شد و به دست خودی ها دوباره وارد عرصه هرزه نویسی شد مبارک باد این روز بر دولت اعتدال و تدبیر

7- از امروز سعی می کنم خاطرات خود را از دوره مسئولیت خود در این اداره کل در همین وبلاگ بازنویسی کنم تا بماند شاید عبرتی باشد برای خودم

جناب آقای رییس جمهور

«جناب آقای رئیس جمهور!

سلام

منتقدان شما بی‌سواد نیستند.

ما امضا کنندگان این نامه، نسبت به محتوای توافق‌نامه ژنو انتقاد داریم و کلیات آن را به سود منافع ملی و آرمان‌های انقلاب اسلامی نمی‌دانیم. ما هم فرزند انقلاب و دلسوز نظام هستیم. اما برای آن که بدانید بی‌سواد نیستیم، مدارک تحصیلی‌مان را اعلام می‌کنیم.

اگر این مدارک تحصیلی را برای صحبت کردن در نظام جمهوری اسلامی کافی می‌دانید، لطفا از ملت شریف ایران به خاطر توهین‌های مکرر خود و اعضای هیات دولت به منتقدین، عذرخواهی نمایید. یا حداقل به کارشناسانی که سوادشان مورد تایید شماست دستور فرمایید که درمورد مفاد توافق‌نامه به گفت‌وگوی منطقی و مستدل با کارشناسان «از نظر شما بی‌سواد» بنشینند.

آقای روحانی!

شما به‌عنوان رئیس جمهور برای ما محترمید. لطفا به عنوان رئیس جمهور، به ملت ایران احترام بگذارید.

لينك جهت امضاء نامه :http://bisavadhaa.blogfa.com

اللهم عجل لوليك الفرج

شما دربند رضای خدا هستی یا نیستی؟

حجت‌الاسلام محمدعلی جاودان از اساتید برجسته اخلاق هستند که در طی دوران زندگی و تحصیل حوزویشان از محضر اساتید برجسته‌ای از جمله آیت‌الله حاج آقا مجتبی تهرانی، آیت‌الله خوانساری، آیت‌الله حق‌شناس و علامه عسکری بهره‌مند شده اند.

آن­چه از نظر می­ گذرانید سخنان مهم آیت ­الله جاودان درباره برخی جشن­ ها و مراسمات نهم ربیع­ الاوّل است. این مطلب از آخرین شماره نشریه «خط» کاری از خانه طلاب جوان انتخاب شده است.

روز نهم ربیع، روز شادمانی است. شادمانی اهل­ بیت است. آن را قدر بدانیم و به حرام آلوده نکنیم. گاهی کسانی که عنوان دوستی دارند، حرام­ های خیلی روشن و مسلّم را انجام می­ دهند. البته اگر واقعاً دوست بود که این کارها را نمی ­کرد و به حرام آلوده نمی ­شد، به بی­ ادبی آلوده نمی ­شد، به بی­ حیایی آلوده نمی­ شد.

یک آقای بزرگواری است که الان در استان خراسان، امام جمعه است. ایشان یک طلبه­ فاضل و خیلی باعرضه بوده و دو سه زبان خارجی هم آموخته بود و آرزو می­ کرد که برای کارهای تبلیغی به کشورهای خارجی برود. یک­ وقت فرمایشات رهبر را گوش می­ کند که از ایشان سؤال کردند که اگر شما در این مقام رهبری نبودید، دلتان می ­خواست که چه کاری انجام بدهید؟ ایشان فرموده بودند که دلم می ­خواست بروم در یک روستا و کار آخوندی بکنم.

ایشان، اوّلین­ بار که این حرف را شنیده، از آن آرزو که امیدوار بود برای کارهای تبلیغی به کشورهای خارجی برود، دست برداشت و گفت خُب می­ رویم به یک روستا. به سیستان و بلوچستان رفت. اوّل که به آن روستا وارد شده بود، کسی جواب سلامش را هم نمی ­داد. اما باقی ماند و حوصله کرد. خوش اخلاقی و خدمت نشان داد. آرام آرام اهالی این روستا به او علاقه­ مند شدند، اهالی آن روستا به او علاقه­ مند شدند، این­جا می­ توانست کار بکند، آن­جا می ­توانست کار بکند، از این طرف می­ بردنش، از آن طرف می ­بردنش.

یک­ دفعه که به روستایی رفته بود، مثلاَ پنجاه کیلومتر آن طرف ­تر، هنگام برگشت، پشت ماشین که نشسته و کمی از آن منطقه دور شده بود، یک نفر اسلحه ­ای را پشت گردنش می­ گذارد و می­ گوید آقا کنار بایست. ایشان فکر می­ کند بچه­ های بسیج هستند و دارند با او شوخی می­ کنند. ولی دید خیلی جدّی است.

از ماشین پیاده ­اش کردند و روی موتور نشاندند و رفتند تا پاکستان. حدود صد و پنجاه کیلومتر راه بود. ایشان می­ گوید هر کجا آن­ها پیاده شدند که آب بخورند، به من فقط اجازه­ یک مشت آب می­ دادند. وقتی که فهمیده ­بود به دست چه کسانی گرفتار شده، به حضرت صدیقه کبری(س) عرض کرده­ بود: «یک کاری کنید آبرویم نرود، آبروداری کنیم. حالا هرطور هم شد، بشود».

خب در راه با نهایت شجاعت با آن­ها برخورد کرد. ایشان به دست عوامل ریگی گرفتار شده ­بود؛ آن­ها یک مجموعه بزرگی از شیعیان را از هر طرف ­دزدیده بودند. در آن­جا هم شکنجه و شلاق برقرار بود و با فاصله ­هایی، سر می­ بریدند. ایشان تعریف می­ کرد که یک نوار سخنرانی در اصفهان که خیلی هم سرو صدا داشت را ابتدا پخش می­ کردند. سخنرانی علنی که نوارهایش را همه ­جا برده ­اند. لعن و سبّ کرده ­بود. هروقت می­خواستند سر یک نفر را ببُرند، این نوار را می­ گذاشتند، خون­شان به جوش می ­آمد و بعد، سر می­ بریدند. خُب ثوابش برای آن آقایی که سخنرانی کرد و آن­هایی که پای منبر خندیدند و کف زدند! آن­هایی که تشویق کردند، آن­هایی که دعوت کردند، ثوابش به آن­ها هم می­ رسد!

ایشان به حساب همان حرفی که با حضرت زهرا(س) عرض کرده ­بود، تمام این حوادث را به خوبی پشت سر گذاشته­ بود. همه را در یک کنار می­ نشاندند، سر یک نفر را می­ب ریدند که بقیه را هم آزار بدهند. آن­ها به ایشان گفته بودند ما نمی ­دانیم تو چه طوری هستی! همه­ این­هایی که می­ بینی این­جا هستند، همه­ شما که می­ گویید شیعه هستید، همه­ شان مشرک هستند. وقتی پای مرگ می ­آید، می ­افتند به دست و­ پای ما و التماس می­ کنند و قسَم می­ دهند. هرکار بتوانند، می­ کنند تا کشته نشوند. ما هم برای این که نشان می­ دهند که مشرک هستند، حقد و کینه­ مان بیشتر می­ شود. آن نوار لعن و نفرین را هم که می­ گذارند.

در هر صورت، در این مدّت هم که آن­جا بود، چون باسواد بود، ناگزیر با آن­ها زیاد بحث می­ کرد و آیه و حدیث برایشان می­ خواند. به برکت آن توسّل به حضرت صدیقه طاهره، یکی از مریدان آن­ها، کمی به ایشان تمایل پیدا کرده ­بود. یعنی احساس کرده ­بود حرف­های ایشان، حق است. هم­ او، یک روزی ایشان را نجات می­ دهد و الان هم در خراسان، در یکی از شهرستان­ های کوچک، امام جمعه است. اگر همه آن جمع توسّل می­ کردند، همه­ شان نجات پیدا می­ کردند.

همین یک حادثه کافی است، هرچند که صد نمونه از این دست، شنیده ایم که مثلاً یک نفر به خودش بمب می­ بندد و می­ رود داخل یک مسجد تا صد نفر، دویست نفر شیعه را تکّه پاره ­کند. این کار، صدها عامل دارد. آمریکا هست، اسرائیل هست، عربستان سعودی هم هست، من هم با آن منبر و اظهاراتم، یک عامل هستم که کمک می­ کنم. لااقل ما نکنیم. حالا در داخل این شهر، هزار جای دیگر می­ کنند، من این را نکنم. من به قتل عام شیعه کمک نکنم. رهبر هم که فتوا دادند، حکم کردند به حرمت.

ما در سابق جلساتی داشتیم، با دوستان صحبت می­ کردیم، می­ گفتیم تو در بند رضای خدایی یا هر کاری دلت می ­خواهد، می ­کنی؟ اگر خواست دلت مهم است، پس هر کاری می­ خواهی بکن! خدا که در کار نیست. اما اگر در بند رضای خدایی، من شک دارم. چون می ­بینم یک مرجع تقلید، دو مرجع تقلید، بلکه بیشتر این حرکت را حرام دانسته­ اند. شک می ­کنم در بند رضای خدا باشی. وقتی یک نفر، دو نفر از مراجع، چنین حرفی زده­ اند و از حرمت سخن گفته­ اند، آدم شک در رضای خدا می ­کند. شما دربند رضای خدا هستی یا نیستی؟

تصویر یک فتوا

حالا من مانده ام و تو پسرم

.. بهش گفتم : مادر جان! شهرداری خونتو داده تو لیست بافتای فرسوده ، یه زلزله بیاد کارت تمومه .. باید یه سالی بری مستاجری تا خونتو از نو بسازن ..

گفت : نه مادر .. غیر ممکنه ، اسماعیلم میاد ، فکر می کنه ما رفتیم ، بچم سرگردون میشه ، ناراحت میشه اگر فکر کنه من سی ساله منتظرش نبودم

..

..

..

(واقعه ای از زبان یکی از کارکنان شهرداری منطقه 12 تهران)


انجمن نویسندگان هوران « استان گلستان»

اربعین

صدای الله اکبر که بلند شد

باید منتظر بمانم

جابر تازه با آب فرات غسل کرده

خوب که می بینم  نوشته است

هذا قبر الحسین

قتل العطشنی

 

حالاشده است سر شما خاکی آقا

سر را روی زمیت پرت کرده بود

شنیده بود به وزن سرهای بریده طلا می دهند

تدبیر به روز بصیرت هم رسید

داشتم برای روز بصیرت (9 دی ) طرح ها را مرور می کردم که ببینم امسال چه باید بکنیم تا تدبیر دولت به این دستاورد نرسد و مثل بقیه تدبیر ها این دستاورد را هم نفی نکند ترسم این است که 8 دی رییس جمهور بگوید اصلا فتنه ای نبود ه است و 9 دی هم نیوده همه اش تقصیر دولت نهم و دهم بوده تازه امار هم همین را نشان می دهد

برای همین طرحی را اماده کردم و بردم پیش دستگاه فرهنگی زیر نظر سرهنگ و گفتم این کار ، کار خوبی است که امروز جوابی رسید که گویا پول نداریم 

دستگاه های فرهنگی زیر نظر حقوقدان هم که هیچ،نه قبول دارند نه پول دارند

خالا من مانده ام و روز بصیرت

باید یادمان باشد این روز را مردم رقم زدند و مردمی خواهد ماند

انقلاب ما جهانی است

با شهادت یک جوان شیعه آذری به نام «عاصم محمداف» طی هفته های اخیر (که دومین مورد از قتل‌های سیاسی در جمهوری آذربایجان به شمار می رود) بار دیگر سناریوی تشدید فشارهای دولت باکو علیه شیعیان انقلابی قوت گرفته است.
اما حقیقت آن است که بیداری اسلامی اتفاق افتاده است

 

وقتی اشکی برای جاری شدن نمی ماند

عکس زیر فرزند شهید علی شبیب محمود یکی از برجسته‌ترین رهبران مدافع حرم حضرت زینب (س) از حزب الله لبنان است که شب اول تدفین پدر، خانواده‌اش به دنبال فرزند شهید بودند تا اینکه او را در حالت خواب در کنار مزار پدر یافتند.

پسر شهید علی شبیب محمود برای تو یک دنیا لایک زدن کم است؛ اصلاً برای تو باید بساط روضه امام رضا (ع) و یابن الشبیب‌ها پهن کرد؛ این عکس در صفحات عربی و لبنانی منتشر شد.

وقتی که حتی رییس جمهور هم نمی داند چیستی منافع ملی را

۱) گزارش ۱۰۰ روزه رییس جمهور را در هفته ای که گذشت دیدیم شاید این گفتگو بیشتر شباهت به نقد عملکرد دولت گذشته داشت که با چاشنی اغراق و پنهان کاری سعی در اثبات خود داشت متاسفانه ما هنوز یاد نگرفته ایم که برای اثبات خود نیاز به ردکردن و نابود کردن دیگری نداریم برای اثبات خود باید سعی کنیم از استعداد ها و نبوغ خود بگوییم و در سطح کلان رییس جمهور یک کشور  باید سعی کند برنامه های در دست انجام و برنامه های آینده را بگوید .

۲) روز جمعه مناظره ورزشی از شبکه  یک سیما پخش شد شاید نکته ی مهمی که آقای فتح الله زاده گفتند این بود که کشور ما مجلسی دارد که در آن رییس مجلس مداوم به نمایندگان تذکر می دهد که اقا رای بده اقا بشین آقا حرف نزدن یعنی وقتی نمایندگان انقدر بی نظم هستند توقع نداشته باشید جوانان در ورزشگاه منظم باشند

۳) گفته اند الناس علی دین ملوکهم یعنی مردم مسیر بزرگان خود را طی می کنند وقتی رییس جمهور به نفی دیگری برای اثبات خود متوسل می شود و وقتی مجلسی داریم که سراسر بی نظمی است نتیجه اش ملتی است سراسر بی نظمی و توجیح گر

 

برد برد را تبریک عرض می کنیم

با سلام

به پیروی از رهبر معظم انقلاب  حضرت آیت الله خامنه ای روحی فداه

ما هم آنچه را جناب آقای روحانی در نامه به حضرت اقا مرقوم داشته اند را تبریک عرض می کنیم  البته نه آنچه در توافقنامه ژنو (بخوانیم ترکمچای ۲) آمده است

پی نوشت :

نگید کسی تبریک نگفت ما گفتیم

امروز قائم مقام سردبیر یکی از خبرگزاری های کشور بهم می گفت شما ها همش ناراحت هستید چرا هیچ کدومتون تبریک نمی گید و...... رفتم و براش متن توافقنامه را پرینت گرفتم وگفتم بگیر بخون اصلاح طلب جان ببینم چی داره که تبریک بگیم گفت رهبرتون تبریک گفته و بعد به کنایه گفت مرگ بر ضد ولایت فقیه البته دبیر سرویس ادبیات هم کنارش بود و می گفت این برای چی باید ناراحت باشند باید همه خوشحال باشند و.....

البته به حماقت این دوستان حسرت خوردم که چقدر حقیر هستند .......

حتی نمی دونستند متن توافقنامه چی هست کلا چون دستاورد اصلاحات است خوب است و اگر دستاورد دکتر احمدی نژاد بود و یا حتی اصولگرای بد بود و مورد انتقاد

افسوس که با اشتباه جریان اصولگرایی کشور به دست جریان اصلاحات طلب افتاد

البته یکی از دوستان می گفت اصلاحطلب ها اهل تولید علم وجهش علمی صنعتی عمرانی در کشور نیستند و بیشتر سعی می کنند با سرگرم کردن مردم به موضوعات فرعی مثل فیس بوک وممیزی کتاب و...... کار را پیش ببرند ولی اصولگرایان همیشه به دنبال کارهای سخت و نشدنی هستند

و در اخر شرمنده ایم شهید شهریاری که ما آنچه را به دست آورده بودی را در آنی از دست دادیم و خون تو را پایمال کردیم

پی نوشت: غنی سازی ۲۰ درصد دستاورد این شهید بزرگوار بود

برد- برد

طرف اموالش رو بردند داشت داد می زد برد -برد

و حالا احوالات ما در مذاکرات هسته ای است و فریاد می زنیم برد -برد

یادی از ایام

سلام خدمت همه دوستان 

مدت مدیدی است حال نوشتن ندارم  و الان نمی دانم از کدوم یک از اتفاقات اخیر بگویم از کلید کمباین رییس جمهور  که به جان ادارات افتاده و دارد درو می کند همه نیروهای انقلابی را حتی در فردو ؟؟؟ دیشب پدر یکی از شهدای هسته ای را دیدم با ناراحتی می گفت همه دوستان پسر شهیدم را اخراج کرده اند حتی می خواهند پرچم امریکا که روی زمین کشیده شده است را پاک کنند چکنیم ......

باید افسوس بخوریم وصبر کینم مذاکرات بی نتیجه را .... و خنده ذوق زده دیپلمات های فرزند انقلاب را 

و اما 

صبح روز دوم محرم دوست عزیزم حسین نکوفر به دیدار حضرت ارباب شتافت همین قدر بگویم با او بسیار خاطرات داشتم هیچ کس فکر نمی کرد روزی پر بکشد و اولین چیزی که من حس کردم این بود که مرگ چقدر به ما نزدیک است و باز ما نمی فهمیم این را 

و باز 

چندی است با بعضی از رفقا در پارک لاله تهران یک کافه کتاب با عنوان کافه متن راه اندازی کردیم با محوریت کتاب های انقلاب اسلامی 

و شعارمان این است کافه ای در تراز انقلاب اسلامی و چه شعار غریبی 

اما در آخر 

به مناسبت مذاکرات دولت با  شیطان بزرگ ، بچه های گروه رواق با همکاری دوستان مجمع ناشران انقلاب اسلامی مسابقه کتابخوانی معارفه با شیطان را با محوریت کتاب تاریخ پنهان و ناگفته آمریکا برگزار می کنند به نظرم هر کسی بتواند در ترویج این جهاد فرهنگی تلاشی کند عند الله انشالله اجری عظیم دارد 

و اما پی نوشت 

هیئت میثاق با شهدای دانشگاه امام صادق ع  پاتوقی است برای استفاده از ظرفیت های انقلاب اسلامی 


داس تدبیر و امید برای محو همه آنچه سایه احمدی نژاد بر آن افتاده!

*عباس آخوندی در حاشیه جلسه هیات دولت در جمع خبرنگاران درباره سرنوشت «مسکن مهر» اظهار کرد: مرتب از من درباره توقف مسکن مهر سوال می‌شود. این طرح طرح جالبی نبوده و بنابراین باید متوقف شود. وی گفت: اعتقادی به ادامه مسکن ویژه تهران و مسکن مهر ندارم.

نعمت‌زاده يكشنبه شب در انتهاي برنامه پايش در خصوص توقف طرح «شبنم» اظهار داشت: متأسفانه طرح شبنم در ماه هاي گذشته يک جواز رسمي براي قاچاق کالا بوده است و براساس گزارشات رسيده اين طرح، طرح موفقي نبوده است.  

نعمت زاده در خصوص متوقف کردن طرح ايران کد نيز گفت: «ايران کد» واقعا مشکل بزرگي را براي گمرکات ايجاد کرده و به همين خاطر در شرايط کنوني ما در حال جمع آوري ايران کد هستيم. 

محمد نهاوندیان، رئیس دفتر رئیس‌جمهور از پیشنهاد خود برای تغییر نام «سفرهای استانی» به نام پایش و پویش استانی خبر داد و گفت: استان‌ها با یک یا چند سفر آباد نمی‌شوند.

با تصویب هیئت وزیران، تصویب نامه موضوع طرح «مهرآفرین» و کلیه پیوست ها، اصلاحات و الحاقات بعدی آن لغو شد. 

معاون حقوقی رئیس‌جمهور گفت: مسائل فنی ، بار مالی، مغایرت با قانون و مسائل زیست محیطی سبب شد، 8 مصوبه از 10 مصوبه و لایحه دولت گذشته لغو شود.

وزیر نیرو: سدهای در دست مطالعه بر روی حوزه آبریز دریاچه ارومیه متوقف خواهد شد و احتمال این وجود دارد که سدهای در دست ساخت نیز متوقف شود و از سوی دیگر بر روی انتقال آب از حوزه‌های ارس، دریاچه خزر و سایر حوزه ها به دریاچه ارومیه در حال بررسی و مطالعه هستیم.


وزیر بهداشت دولت یازدهم عنوان داشته جلوی اجرای پزشک خانواده را در تهران می گیرد تا این برنامه دوباره بازبینی و اصلاح شود. در حقیقت جلوگیری از اجرا نمی شود بلکه جلوی توسعه برنامه گرفته می شود.

 دستور سرپرست وزارت علوم به رئیس سازمان امور دانشجویان برای توقف صدور احکام بورسیه جدید. توفیقی: تا اطلاع ثانوی از ایجاد هرگونه تعهد جدید، صدور ابلاغ بورس و اعلام موافقت با بورس افراد اکیداً خودداری شود

با دستور معاون‌اول رئیس‌جمهور اجرای «مصوبه افزایش مرخصی زایمان مادران» متوقف شد.

بیژن زنگنه، وزیر نفت: من به کار «صادرات گاز به پاکستان» اصلاً امیدوار نیستم و با این شرایط که پاکستانی‌ها می‌گویند بعید به نظر می‌رسد صادرات گاز به پاکستان رخ دهد.

محمدجواد ظریف، وزیر خارجه ایران، در گفت‌وگویی با برنامه «این هفته» شبکه تلویزیونی ای‌بی‌سی در آمریکا، «هولوکاست» را نسل‌کشی و جنایت فجیع نامید. وی در پاسخ به توئیت دختر نانسی پلوسی، رییس سابق مجلس نمایندگان آمریکا، تاکید کرد آن مردی که در ایران هولوکاست را انکار می‌کرد رفته است.

وزیر نیرو در گفتگو با باشگاه خبرنگاران تاکید کرد: لغو «طرح انتقال آب دریای خزر به کوير» در صورت عارضه زيست‌ محيطي.

کنفرانس و «جشنواره افق نو» که قرار بود با رویکرد بیداری اسلامی و پشت پرده تبلیغات سینمای آمریکایی برگزار شود با تصمیم وزارت امور خارجه لغو شد. نادر طالب زاده دبیر جشنواره سینمایی افق نو و «هالیوودیسم» گفت: برگزاری این دو جشنواره به دلیل نامعلومی از سوی وزارت ارشاد متوقف شده است.

وزیر صنعت، معدن و تجارت گفت: در جلسه شب گذشته هیئت دولت تصمیم‌گیری شد واگذاری نمایشگاه بین‌المللی به صدا و سیما لغو شود.

با تصویب هیئت دولت، کلیه کارگروه ها، شوراها، کمیسیون ها و ستادهای تشکیل شده تا مردادماه 1392 لغو شدند.

مراسم استقبال و دیدار با سلطان قابوس در کاخ سعد آباد برگزار شد. این کاخ در زمان ریاست جمهوری احمدی‌نژاد که برنامه استقبال رسمی و دیدارها با مهمانان خارجی‌ اش را به مجموعه نهاد ریاست جمهوری در پاستور منتقل کرده بود، صرفاً به عنوان یک موزه کاربری داشت.

وزیر نیرو با بیان اینکه هم اکنون قیمت یک مترمکعب آب در ایران 1500 تومان است، از دستور ویژه رئیس جمهوری برای توقف سدسازی در حوزه آبریز دریاچه ارومیه خبر داد و اعلام کرد: مصوبه جنجالی دولت دهم برای ساخت یک پروژه ریلی با اعتبار کلان در دولت یازدهم لغو شد.

کداممان امل تریم

گفت: آخه این چیه سرت کردی؟! مثل اُمُّل ها…
مثل اینکه قرن ۲۱ ایم … شبیه مردم عصر حجر می گردی!!


گفتم: واقعاْ؟! عصر حجر یعنی کِی؟!

گفت: چه میدونم… ۱۴ قرن پیش!

گفتم: ۱۶ قرن پیش عصر حجرتره یا ۱۴ ؟!

گفت: معلومه ۱۶

گفتم: پس شما با این حساب باید اُمُّل تر باشید که مثل مردم ۱۶ قرن پیش می گردید!
اونم زمانی که بهش می گفتن عصر جاهلیت!! دیگه از اسمش هم پیداست که چقدر اُمُّلیه…

دیگه پی اش رو نگرفت گذاشت رفت…
.
.
.
و لا تبرجن تبرج الجاهلیة الاولی – احزاب ۳۳
و به همسرانت بگو خود را مانند زنان جاهل نیارایند